الشيخ المنتظري

398

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« البعيد » به معناى دور است ، ولى با توجّه به الف و لامى كه بر آن است يا به معناى مرگ است و يا به معناى سعادت ابدى ، ظاهراً احتمال دوّم قويتر است ; براى اين كه مرگ خودبه خود نزديك مىشود و احتياج به نزديك كردن آن نيست ، ولى سعادت ابدى چيزى است كه نسبت به انسان دور است و براى نزديك شدن به آن يا نزديك كردن آن احتياج به تلاش و رياضت نفس است . پس از خصوصيّات چنين فردى اين است كه « قرّب على نفسه البعيد » دور ( سعادت ) را به خود نزديك كرده است . « و هوّن الشّديد » و كارهاى سخت و مشكل را آسان نموده است . انجام كارهاى صالح هرچند هم كه مشكل باشد براى او سهل و آسان است ; اگر « شديد » را به معناى شدايد و سختى ها هم بگيريم ، معناى جمله اين است كه شدايد و مشكلات زندگى براى آنها سهل و آسان مىشود . « نظر فابصر » بادقّت نگاه مىكند و بصيرت پيدا مىكند ; آن نظرى كه انسان را به بصيرت مىرساند ، نظر و نگاهى است كه از روى دقّت و عبرت و گرفتنِ پند و اندرز باشد ، و هر نگاهى اين خصوصيّت را ندارد . « و ذكر فاستكثر » چنين فردى به فكر خدا و مرگ است و به همين علّت براى آخرتِ خود كارهاى نيكوىِ زيادى انجام مىدهد . « و ارتوى من عذب فرات » ، در اين جمله دين و علم كه روح انسان را ترقّى و تكامل مىدهند ، به آب زلال و پاك تشبيه شده است . مصدر فعل « ارتوى » به معناى سيراب شدن است . فرموده است : و چنين افرادى از آب زلال سيراب مىشوند « سهلت له موارده » كه ورود به محل آب و نوشيدن از آن براى آنان آسان شده است . مقصود اين است كه رسيدن به راه سعادت براى انسانى كه داراى علم مىباشد آسان است ; و درست مانند كسى است كه راهِ برداشتنِ آب را براى خود هموار كرده باشد . چنين فردى به وسيله علم خود به راحتى راه حق را پيدا كرده است ،